توضیحات کامل :

پاوپوینت بررسی معماری دیكانستراكشن در 53 اسلاید زیبا و قابل ویرایش با فرمت ppt





معماری دیكانستراكشن فلسفه:

دیکانستراکتیویسم «Deconstruction» یا ساختار شکنی برای اولین بار در دهه های 60 و 70 توسط فیلسوف فرانسوی، الجزایری ژاک دریدا «JacquesDerrida» در عرصه فلسفه و ادبیات مطرح شد. دریدا گفتار فلسفی غرب را که نوشتار را مقدم بر گفتار میدانند زیر سوال برده و مفاهیم جدیدی را در رابطه با گفتار «speech» و نوشتار «writing» بیان می کند. او بین نوشتار و گفتار فرق می‌گذارد و می‌گوید در طول تاریخ غرب از افلاطون تا به حال، تأكید بر لوگوسانتریك بوده است؛ یعنی تاکید بر روی گفتار . به بیان دیگر تقدم گفتار بر نوشتار و وحدت میان دال و مدلول. یعنی هر جا دال میآید، مدلول هم باید باشد. این اساس لوگوسانتریسم است كه دریدا این نظریه را نقد می‌كند.


تعریف معماری دیكانستراكشن:

•دیكانستراكشن همان موقع كه خراب میكند ،‌همان موقع میسازد.

•احساس عدم تعادل و ایستایی در ما ایجاد میكند.

•دیكانستراكشن تخریب یا پنهان كاری نیست،‌حال انكه مشكلات ساختار مسلمی را درون ساختارهای ظاهرا پایدار نمایان می نماید.اما این تركها به متلاشی شدن ساختار نمی انجامند و بر عكس دیكانستراكشن تمامی قدرت خود را از راه به مبارزه طلبیدن نا ارزشهای قوی مانند هماهنگی ، وحدت و ثبات به دست میاورد و در عوض دیدگاه متفاوتی از ساختار را ارائه میدهد.


معماری دیكانستراكشن مفهوم:

•مفاهیمی كه به عنوان مبانی دیكانس مطرح میشوند :

•متن : انتقال دهنده یك مفهوم نیست بلكه سازنده چندین مفهوم و انتقال دهنده چندین موضوع است.

•نگرش چند وجهی

•از بین رفتن نظام ارزشی

•ارائه تفسیر ها و تاویل كامل و مختلف از یك موجودیت كه میتوانند با خودشان در تضاد باشند.

•كتابی بنام مرز میانی توسط پیتر آیزنمن منتشر شد ،‌یعنی نه این طرف و نه آن طرف و ارجحیت با هیچ كدام نیست.

•در كتاب فلسفه و معماری نیز آیزنمن به این مسئله اشاره می كند كه ما باید با توجه به علم و دنیای امروزی كار بكنیم و با ابداع واژه اكنونیت‌ «presentness» نشان میدهد كه ما باید با جهان امروزی كار بكنیم.